الملا فتح الله الكاشاني
203
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بر عهد و قرار خود بايستادند و دغدغه در ميان بنى اسرائيل افتاد و اضطراب تمام در ميان ايشان پديد آمده در اثناى اينحال عوج بيامد و در لشگرگاه موسى نگريست و به قدر طول و عرض لشگر موسى پارهء از كوه ببريد و بر سر گرفت براى آنكه شب بلشگرگاه موسى آيد و بر سر ايشان زند و همه را بيك بار بكشد حقتعالى مرغى را فرستاد تا پارهء الماس در منقار گرفته بر گرداگرد سر او ريخت و سوراخ مدور كرد و آن سنگ مانند طوق در گردن او افتاد عوج هر چند كه خواست از گردن خود بدر آورد نتوانست حق سبحانه وحى كرد بموسى كه دشمن خود را درياب موسى بيامد و او را بدانحال ديد خوشحال شد عصائى كه در دست داشت چهل گز بود و خود نيز چهل گز بالا داشت و چهل گز برجست و آن را بر عوج زد بر كعب عوج آمد و از آن زخم بيفتاد و به جهت آن كوه كه در گردن داشت نتوانست كه برخيزد بنى اسرائيل مسارعت نموده و تيغها كشيده و او را پاره پاره كردند و سرش را بريدند و در خبر آمده كه مدت هزار سال استخوان پاى او پل رود نيل بود القصه موسى بنى اسرائيل را ترغيب نمود بر قتل بقيهء جباران ايشان با وجود اين معجزه فرمان نبردند و مضطرب شدند و در عهد خيانت ورزيدند و گفتند كه ما با امثال اين جباران چگونه جنك كنيم * ( وَقالَ اللَّه ) * و گفت خداى * ( إِنِّي مَعَكُمْ ) * بدرستى كه من با شماام بنصرت دادن شما را بر دشمنان و نيز گفت كه * ( لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ ) * بخداى كه اگر بر پاى داريد نماز را با آداب و شرائط آن * ( وَآتَيْتُمُ الزَّكاةَ ) * و بدهيد زكات را بارباب استحقاق * ( وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي ) * و تصديق كنيد پيغمبران مرا * ( وَعَزَّرْتُمُوهُمْ ) * و تقويه كنيد ايشان را و تعظيم امر ايشان بجاى آريد * ( وَأَقْرَضْتُمُ اللَّه ) * و قرض دهيد خداى را يعنى كه نفقه كنيد در راه خدا * ( قَرْضاً حَسَناً ) * نفقه دادنى نيك و ميتواند بود كه مفعول به باشد يعنى نفقه كنيد خوب را كه از وجه حلال باشد و بر سبيل قربت و اخلاص * ( لأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ ) * هر آينه در گذرانيم از شما * ( سَيِّئاتِكُمْ ) * گناهان شما را * ( وَلأُدْخِلَنَّكُمْ ) * و در آرم شما را * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * ببوستانها كه جاريست * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير درختان او جويها * ( فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ ) * پس هر كه كافر شود پس از اين شرط مؤكد كه متعلق به است بوعد عظيم * ( مِنْكُمْ ) * از شما * ( فَقَدْ ضَلَّ ) * پس هر آينه گم كرده است * ( سَواءَ السَّبِيلِ ) * راه راست را آن چنان گمراهى كه هيچ شبههء در آن نيست و هيچ عذرى با آن نه بخلاف كسى كه قبل از اين شرط كافر شده چه ممكن است آنكه او را شبهه بوده باشد و معذرتى او را توهم گشته و در آيه